دهشک دات کام free domainجامعه مجازی، شبکه اجتماعی، دوست یابی، دوستیابی، ثبت دامنه، ثبت دامین
عدالت خوشه ای دولت دکتر احمدی نژاد
در راستای طرح تحول اقتصادی خانوار و خوشه بندی افراد لطفا اون ده درصد بالای جامعه که 90 درصد منابع و ثروت را در اختیار دارند لطف کنن شلخته درو کنن که چیزی هم گیر خوشه چینها بیاید !

بعد از کش و قوسهای فراوان و صرف وقت گرانمایه مردم در صفهای طویل ثبت نام و پیگیری طرح تحول اقتصادی خانوار و به نان و آب رسیدن قشر مظلوم و زحمت کش کافی نت دار خوشه بندی کاملا عادلانه اونم در حد بوندس لیگا اعلام شد که نکات بسیار جالبی در ان بود که باعث شد مردم کلی بخندن انهم در این دوره قحط الشادی
مثلا افتخار قرار گرفتن عموی گرامی پدرم که 78 ساله و از ناحیه دو دست و یک پا فلج است و کل دارایی او یک الاغ و خانه ای 3 در 4 از نوع اجاره ای انهم در محله ناکجا آباد خراسان جنوبی با یک دست رختخواب و یک عدد فنجان ونعلبکی و قاشق است و درامدی 25 هزارتومانی در ماه دارد البته به لطف خیرین و کمیته امداد در خوشه مبارکه از ما بهتران که همان خوشه 3 باشد در کنار بزرگانی چون صاحب الممالک فی کل العرض که در آمد روزانه شان به لطف استفاده از امکانات موجود و کار آفرینی برای قشر عظیمی از بیکاران جامعه با حقوقی در حد بدو بخور و نمیر (مثل دوران برده داری ) (البته از نوع نوین ) به صد ملیون و رقهمهایی بالاتر که اصلا در مخیله ناقص ما نمیگنجد میرسد خود از الطاف دولت خدمتگذار و عدالت محور آقای احمدی نژاد است که در کمتر جایی میتواند اتفاق بیفتد
یا قرار گرفت اصغر ترقه خودمون که کارگر ساختمونی یه و سالی چهار پنج ما بیشتر کار گیرش نمیاد در خوشه ۳ در کنار صاحب یاختمونی که توش کار میکنه خیلی جالب و قابل تامل بود و باعث شد که این اصغر آقای ما کلی اعتماد به نفس پیدا کنه و به خودش بباله !
خوب خدایش حقم داره به خودش بباله چون هم خوشه ی فردی شده که طبق تعریف اصغر تو دیتشویی هاش ال سی دی گذاشته و توالت فرنگیشو سفارش داده از ایتالیا اوردن و براش همون یه قلم ۵ ملیون تومن آب خورده و خونش چهار طبقه است و هر طبقه شم چهارصد متر زیر بنا داره که تو هر خوابش یه حمام مجهز به سونا جکوزی داره و . . . . .
شایان ذکره که این اصغر اقای ما یه موتور گازی داره که باهاش با خیلی از بچه محلای هندا سوارمون کورس میگذاره و پوزشونو میزنه و اون صاحب کار هم خوشه اش فقط دو تا بنز و یه چند تا ماشین دیگه که هرچی تعریفهای اصغرو کنار هم گذاشتیم نتونستیم بفهمیم چیه .
ادامه دارد . . .
نویسنده مقاله : سیفی
عکس : خبر آنلاین
.. شهادت اعتراض سرخی است بر حاکمیت سیاه ..
قیام کربلا را درست بشناسیم و درست معرفی کنیم
شاید شما هم بارها و بارها این جمله کفرآمیز را شنیده اید
((یا قوم اگر به من رحم نمیکنید لاقل به این طفل رحم کنید)) !!!!
شاید بارها و بارها این جمله کفرآمیز و دروغ بزرگ را از زبان بعضی روحانیون و مبلغین و بیشتر از زبان مداحان شنیده ایم که ندانسته ان را به واقعه بزرگ عاشورا و سالار شهیدان نسبت میدهند ولی آیا تابحال اندیشیده اید که این افراد ندانسته تیشه به ریشه ارزشهای والای عاشورا و قیام پاک امام حسین(ع)میزنند؟
آیا در شان و منزلت آزاد مردی چون حسین (ع) هست که در برابر کثیف ترین جلادان تاریخ به التماس طلب رحم و بخشش کند آنهم موقعی که عزیزترین عزیزانش در اوج شرف جانشان را سخاوتمندانه در راه و رکاب او فدا کردند ؟
امام حسین که هفت روز تمام در محاصره لشکر کفر بود و هر روز و هر لحظه از طرف دشمن از ایشان درخواست بیعت میشد و وعده مقامها و خلعتهای بسیار میدادند تا حسین (ع) بیعت کند ولی حضرت سیدالشهدا در حالی که میدانست بیعت نکردن با یزید به قیمت خون خودش و عزیزانش تمام میشود پشت پا به دنیا و مقام ولذتهای دنیایی زد و در اوج شرف و ازادگی و با صراحت تمام راه سرخ شهادت را انتخاب کرد چطور میتواند در برابر سپاه یزید چنین جملاتی را بر زبان جاری کند و از سپاه یزید به التماس طلب رحم کند ؟
این گونه افراد که متاسفانه کم هم نیستند ندانسته این بزرگ مرد تاریخ را موجودی چنین ضعیف معرفی میکنند
همه ما در ایام محرم به مسجد میرویم نوحه میخوانیم و در دسته جات به سینه زنی و عزاداری میپردازیم . این بسیار خوب است اما ای کاش کمی هم در مورد واقعه عاشورا و فلسفه قیام حسین(ع) مطالعه و تحقیق میکردیم و از آن در زندگی و رفتارهای روزمره استفاده و مطمعنا دچار پیشرفت میشدیم
اردت به حسین فقط سیاه پوشیدن و چند روز عزاداری کردن نیست !
واقعه بزرگ عاشور آنقدر غنی و پر محتواست که از لحظه لحظه اش میتوان درسها گرفت و واقعیات موجو کربلا گواه بر آزادگی و بزرگی و حقانیت آن میباشد و برای شناساندن ان به نسلها احتیاجی به گزافه گویی و مبالغه هایی که بعضی مداحان میکنند نیست ضمن اینکه برای بهتر شناساندن آن به آینده گان باید ان را درست بشناسیم تا درست معرفی کنیم
نویسنده مقاله : سیفی
با اقتباس از :
شیعه حزب تمام اثر دکتر علی شریعتی

تا چشمتان گرم ميشود و مي خواهيد بخوابيد، يک اجبار و اضطرار فوري و مقاومتناپذير براي از جا بلند شدن، پا کوبيدن و راه رفتن احساس ميکنيد. وقتي خواب شب تان به دورههاي کوتاه و متعدد قطعهقطعه ميشود، در طول روز چشماني سرخ و اعصابي تحريکپذير و ذهني خسته و غيرمتمرکز داريد و به خوبي ميدانيد که در شب پيش رو هم محکوم به عذاب شب گذشته هستيد، توصيف مناسب براي چنين حال و روزي «بيقراري» است، نه آرامش. اين بيقراري، تقصير پاي شماست که مبتلا به «نشانگان پاي بيقرار» شده است و نام اين سندرم خود گوياي ماهيت آن است. پا هم که بيقرار شد، آرامش از شما دور مي شود.
نشانگان يا سندرم پاي بي قرار (RLS) ، يک بيماري مربوط به حس و حرکت ميباشد. مبتلايان وقتي دراز ميکشند، احساس نامطبوعي در پايشان دارند و اضطرار شديدي براي حرکت دادن پايشان حس ميکنند. گاهي حرکت دادن پا، حالشان را بهتر ميکند، اما تکرار اين مساله در طول شب، استراحت کافي را غيرممکن ميسازد و مشکلاتي در روز بعدي ايجاد ميکند.
علت بيماري پاي بيقرار چيست؟
پاي بيقرار به علت كمبود مادهاي به نام دوپامين در مغز به وجود ميآيد. اين ماده در قسمتهاي مختلف مغز كاربردهاي متفاوتي دارد كه كاهش آن در قسمتي از مغز باعث بيماري پاي بيقرار ميشود و كمبود آن در قسمتي ديگر بيماري پاركينسون را به وجود ميآورد به همين علت اين دو بيماري مشابهت دارويي دارند اما هيچ ارتباطي بين اين دو بيماري وجود ندارد
50 درصد بيماران پاي بيقرار زمينه ارثي دارند و اين بيماري قابل درمان است با استفاده از داروهايي كه كمبود دوپامين مغز را جبران كند و كلا داروهاي بيخطر و بيعوارضي هستند.
آيا بيماري پاي بيقرار عوارض جانبي دارد؟
اين بيماري عوارض مستقيم خاصي ندارد و در صورت عدم درمان به بيماري ديگري تبديل نميشود اما عوارض غير مستقيم اين است كه ممكن است به تشخيص بيماري ديگري داده شود و فرد بيمار با مراجعه به پزشكان مختلف و انجام آزمايشات مختلف از داروهاي متنوعي استفاده كنند كه اين داروها ميتواند عوارض جانبي داشته باشد.
منبع : جام جم
دكتر بابك زماني
متخصص بيماريهاي مغز و اعصاب
حکایتهای کوچه بازاری (پدربزرگی)
اگر جستم از دست این تیر زن !
منو موشو ویرانه پیرزن !
گویند گربه ای لاغر میان بود که در خانه پیرزنی می زیست
پیرزن فقیر بود و بی دست و پا و هرازچند گاهی شوربایی می پخت و مقداری هم از این شوربا نصیب گربه میشد و روزها میگذشت و گربه با همین شوربا و موشی که گه گاهی به چنگ می آورد راضی بود و روزگار میگذراند
در نزدیکی خانه پیرزن امارت حاکم شهر قرار داشت که هر روز بوی کباب و بره سرخ شده و .. از مطبخ آن بلند میشد و گربه بینوا را وسوسه میکرد که چون تویی را با کلبه محقر و موش و شوربای ابکی پیرزن چکار است ؟ و تو باید در مطبخ و امارت حاکم باشی که کباب بره خوری و روی ایوان طلایی لم دهی و . . . تا اینکه گربه بینوای قصه عزم خود را جزم کرد و ترک دیار نمود و پای در امارت حاکم نهاد . هنوز چندی از ورودش نگذشته بود که نوکران بره ای را بر زمین زده وضبح کرده و مقداری از ضایعات و په و دمه و... نصیب گربه شد و با ولع شروع به خوردن کرد . چون سیر شد با خوشحالی و احساس رضایت روی چمنهای زیبا و نرم امارت لم داد تا افتاب گرفته و استراحت کند.
هنوز لختی نگذشته بود که پسران بازیگوش حاکم که کباب بره را نوش جان کرده بودند سرخوش و هلهله کنان به محوطه باغ هجوم اورده و به بازی مشغول شدند .و گربه هم با شکمی سیر و خاطری اسوده نظاره گر انها شد در همین حین چشم پسر حاکم به گربه افتاد و بنا بر ان گرفت که من گربه خواهم و فریاد وزجه براورد و پای بر زمین کوبید . کماندار مخصوص حاکم بلافاصله کمان برداشت و در پی گربه شتافت و بنای تیر انداختن کرد تا گربه را شکار کند .
گربه بینوا به هر سو که میجست تیر بود که از چپ و راست رد میشد و از بیم جان بر در و دیوار جستن آغاز کرد و به فریاد و فغان اینگونه میگفت :
اگر جستم از دست این تیر زن
منو موشو ویرانه پیرزن
نویسنده : سیفی منبع : کوچه بازاری
برگها از درخت بیزارند پائیز بهانست !
خر مرا از کُره گی دُم نبوده است!
مردی خری دید به گل در نشسته و صاحب خر از بیرون كشیدن آن درمانده. مساعدت را (برای كمك كردن) دست در دُم خر زده قُوَت كرد (زور زد). دُم از جای كنده آمد.
برای خواندن بقیه روی ادامه مطلب کلیک کنید
چند سال پیش :
مردی که مدعی ازادی و عدالت است بر اریکه قدرت نشسته
شعار او آزادی و گفتگوست
گفتگوی تمدنهایش شهره خاص و عام مردمان زمان خودش میشود
عده کثیری را دور خودش جمع کرده و با قاطعیت تمام و با اکثریت آراء بر اریکه قدرت مینشیند(قدرت !)
شعار آزادی او جنجالهای زیادی به پا میکند چون هنوز عده ای مفهوم واقعی آن را درک نکرده اند
عده ای دیگر به همین بهانه با اصل این واژه به مخالفت برمیخیزند ( همان موضوع چاقو که چون یکی از آن استفاده غیر اصولی کرده و شکم پسر همسایه اش را دریده باید کارخانه چاقو سازی تعطیل شود)
نفت به کمترین قیمت رسیده و بشکه ای ده دلار معامله میشود
وضعیت اقتصادی کشور چندان خوب نیست وضعیت سیاسی هم همانطور چشمهای تیزبین زیادی دنبال بهانه ای برای سیاه نمایی هستند
قدرتهای خارجی فشار میآورند و قدرتهای داخلی نیز !
و این مرد با سیاست بینش و نرمش خود نتنها به هیچ قدرت خارجی باج نمی دهد بلکه در حد بذاعتش همه شرایط را تحت کنترل دارد
با وجود اوضاع بد اقتصادی فشارها بر مردم قابل تحمل است
وجهه سیاسی کشور تا حد قابل قبولی بهبود میابد
ولی از کاه که نمیشود کوه ساخت !
چهار سال پیش در چنین روزهایی :
مردی که مدعی عدالت است و سادگی و کاپشن معروفش گرد و خاک زیادی به پا کرده وارد گود رقابت میشود
ودر دو مرحله رای گیری با حدود نصف آراء مرد قبلی با سر وصدای زیادی بر اریکه قدرت مینشیند!
لحن تند و صریحی دارد و با شعارهای مختلف اکثریت قشر ضعیف و متوسط و حتی از ما بهتران را تا حدودی به خود متمایل کرده
اوضاع اقتصادی خیلی بهتر شده
قیمت نفت به سرعت رو به سعود است
شعار ها همچنان تکرار میشود
سفر های استانی شروع میشود
شعار است و شعار و شعار و البته بودجه هایی تقریبا کلان که نسبت به درامد کنونی کشور هیچ نیست
قیمت نفت به بشکه ای 140 دلار رسیده و کشور در بهترین شرایط اقتصادی قرار دارد که میتوان با استفاده از این موقعیت جهشی 50 ساله کرد
درامدهای غیر نفتی رو به افزایش است
تورم بیداد میکند
درامد زایی برای قشر ضعیف و متوسط سیر نزولی شدیدی دارد
لحن تند مرد کاپشن پوش همچنان با صراحت تمام ادامه دارد
وضعیت امور خارجه رو به وخامت است
سیاست خارجی یکی پس از دیگری رو به شکست است
وضعیت تیمهای ورزشی در عرصه بین المللی افتضاح است
بدترین المپیک تاریخ را تجربه میکنیم
کشتی و . . . . .
و البته یک پیروزی بزرگ و غیر قابل انکار در لبنان به دست امده
گفتگوی خبری است و سفر استانی که پشت سر هم برگذار میشود و همچنین فیلم یوزارسیف و سفر های استانی اش و غیره و غیره . . . .
و مثل معروف :
دانه فلفل سیاه و خال مه رویان سیاه !
هر دو جانسوزند اما این کجا و ان کجا !
و به قول حافظ :
گفتمش زلف به خون که شکستی گفتا !
حافظ این نکته دراز است به قرآن که مپرس !
نویسنده مقاله: سیفی
بوي باران، بوي سبزه بوي خاك
شاخه هاي شسته ، باران خورده ، پاك
نرم نرمك ميرسد اينك بهار
* ـ * ـ * ـ * ـ * ـ * ـ * ـ * ـ * ـ *
بادت اند شهریاری برقرار و بادوام !
سال خرم ، فال نیکو ، مال وافر ، حال خوش !
اصل ثابت ،نسل باقی ، تخت عالی ، بخت رام !
سال۱۳۸۸ بر تمامی ایرانیان خجسته و مبارک باد
منطق صندلی !
در چند وقته اخیر خبرهایی به صورت جسته گریخته از منابع رسمی و غیر رسمی مبنی بر گم شدن یک میلیارد دلار از حساب ذخیره ارزی پخش شد که جنجالهای زیادی را در محافل مختلف به پا کرد و رئیس جمهور کشورمان آقای دکتر احمدی نژاد را وادار کرد که برای شفاف سازی در این امر مقابل دوربین گفتگوی خبری شبکه یک سیما قرار گیرد و طی یک گفتگوی زنده تلوزیونی به سوالات کارشناس و مجری کارکشته برنامه مذکور جواب دهد
آقای احمدی نژاد در ابتدای گفتگو برای قابل فهم شدن مطلب برای عامه مردم از یک مثال ساده کمک گرفت و قضیه دستور برای خرید صندلی و دادن مبلغ مورد نیاز به مامور خرید برای سفارش صندلی را ذکر کرده و در ادامه با مو شکافی آن مدت زمان سفارش صندلی و ساخت ان تا تحویل و آمدن فاکتور خرید و مراجعه حسابرس در مابین این زمان را به یک میلیارد مورد بحث تشبه کرده و به مردم اطمینان دادند که هیچ یک ملیاردی گم نشده بلکه سند مربوط به آن بعد از حساب رسی به دست مسولان امر رسیده و همه این جنجالها به خاطر کم تجربگی و اشتباه حسابرسان صورت گرفته نه چیز دیگر
نکته قابل تامل اینکه آیا نمایندگان و کارشناسانی که این مسعله را به مجلس و کمیسیونهای مربوطه کشانده و رای بر گم شدن یه میلیارد نا قابل دادند بر این نکته واقف نبودند؟
و آیا هیچ مشاوره و کارشناسی در امری به این مهمی صورت نگرفت ؟
و آیا جیب دولت آنقدر بی حساب و کتاب است که یک نفر بدون هیچ رسید و سندی پول را ببرد و دولت منتطر بماند تا صندلی ساخته شود فرد مذکور فاکتور بیاورد . . . . ؟
و آیا همه صندلی سازها آنقدر سرشان شلوغ شده که پیش پیش پول را میگیرند و بعد به فکر ساختن صندلی می افتند ؟(خوش به حال اونایی که بلدند صندلی بسازند )
و اگر اینچنین است وای به حال کارشناسان و مجلسیان و میرزا حسابها و روزنامه های ما که به این مفتی به بزرگترین نهاد کشور تهمت میزنند آنهم به خاطر یک صندلی ناقابل !
موضوع : شهر آورد , 1_1, تبانی , ماشین مخوف , برنامه نود و عادلشان , داور وطنی , و دیگر هیچ . . . .
همه چیز آماده بود تا یک رقابت جانانه را در دربی تهران شاهد باشیم(ببخشید شهر آورد)
از ورزشگاه آزادی گرفته تا میله های مستحکم اتوبوسهای شرکت واحد که تحمل آویزان شدن هزار فیل را هم داشت و انبوه تماشاگران مشتاق و پر انرژی و حتی هوای تهران که همیشه سر ناسازگاری داشت و البته سیستم لیدرینگ جدید(این واژه را در فرهنگ لغت خانگی تان وارد کنید) و صد البته داور وطنی که مطمعن بود بازی را به خوبی اداره خواهد کرد چون از قبل همه شبیه سازی ها انجام شده بود و اصلا قرار نبود اتفاقی بیفتد که داور محترمه ایرانی دغدغه خروج بازی از دستان پر تجربه اش را داشته باشد و با اعتماد به نفس کامل و به سبک مشهور روزتی اجنبی سوار بر جریان بازی هر از چند گاهی در سوت مبارک میدمید و حتی در بعضی مواقع مانند بعضی فیلمهای تبدیل شده به سبک مبتدی که گاهی صوت گوی سبقت را از تصویر میرباید اول داور سوت میزد و بعد خطا اتفاق می افتاد و این هماهنگی همچنان ادامه داشت تا اینکه بعد از گل استقلال همه 22 بازیکن حاضر در میدان خون اتحاد ملی در رگهای مبارکشان به جوش آمد و به صورت یک تیم واحد در آمده و قصد دروازه آبی ها کردند ولی همه تلاشهای بی نظیرشان بی ثمر ماند تا در نهایت کار به ... کشید و در این میان قرعه فال به نام علی زاده افتاد تا در یک اقدام شجاعانه به هر زحمتی شده دستش را با توپ تماس داده و به قائله خاتمه دهد و نتیجه بازی استقلال پیروزی مثل همیشه یک یک شود
قضیه پیچیده تر از آن است که مثل مایی از منطق آن سر در بیاورد شاید مصلحت همین است و بس
و دیگر . . . . . !
و دیگر هیچ !
شنیده ها هاکی از آن است که نقطه چین زاده از دو طرف قضیه آنقدر گرفته که تا عمر خودش و نسلهای بعدش هم احتاجی به دنبال توپ دویدن نداشته باشد
ضمنا در نطر سنجی انتخابات ریاست جمهوری که در منوی سمت راست تعبیه شده شرکت کنید
به نطر شما رئیس جمهور دهم چه کسی خواهد بود ؟
نکته مهم :
اول : اینکه داشتن نگاهی انتقادی به یک مسئله برای کمک به رفع کاستی ها و رشد ان مورد است نه اعتراض به آن
دوم : قصد هیچ گونه سیاه نمایی و چشم پوشی از برکات و دست آوردهای متعدد انقلاب و البته زحمات مسئولین نداریم و پیشرفتهای بزرگ و پیروزیهای متعدد مان در جشن سی سالگی انقلاب بر هیچ کسی پوشیده نیست
سوم : اگر قصد قضاوت دارید بعد از خواندن کامل مقاله این کار را انجام دهید
-------------------------------------------------------------
در دوران حکومت ستمشاهی پهلوی واژهای عدالت و آزادی برای طیف گسترده ای از مردم بیگانه بود
در آن دوران مردم بیشتر شهرها و روستاهای دورافتاده از نعماتی چون آب شرب سالم ، برق ، گاز ، تلفن ، بهداشت و ... بی بهره بودند و اوج خوشبختی طیف گسترده ای از مردم روستاها داشتن ذخیره گندم و روغن کافی برای زمستان بود؛ به عبارت بهتر مردم خوشبختی را در داشتن جوالی گندم به اندازه مصرف خانواده و ذخیره کشک خشک و جزغاله (مانده چربی گوسفند بعد از گرفتن روغن آن) زردآلو خشک و بادام و مغز زردآلو و در مواردی هم سبدی حسیری پر از گوشت داغ آویزان بر سقف خانه همچنین ذخیره چوب و زغال برای داشتن یک کرسی گرم برای زمستان میدانستند
عمده ضیافت مردم آن دوران در شبهای زمستان همین میوه های خشک شده بود و مغز بریان شده آن و ملایی خوش زبان که با آب و تاب قصه شاهنامه و امیرارسلان و حیدر بیک میخواند و از رشادتهای گذشته گان تعریف میکرد و اگراین شب نشینی زیاد بزرگ خانواده را مجذوب میکرد سراغ کاهدان میرفت و هندوانه هایی که برای دور ماندن از دست سرما و پوسیدگی و همچنین دست درازی بچه های خانه زیر کاه پنهان شده بود را بیرون میکشید و یک شب بیادماندنی را برای میهمانان و اعضای خانه رقم میزد که تا مدتها خاطره آن در ذهن انها به خصوص کودکان میماند و همه دلخوشی مردم همین بود و بس .
در آن دوران فاصله دارا و ندار فقط چند خروار گندم بود و پوستینی نو
البته بودند مالکین و خوانینی که بسیار متمول بودند ولی همچنان که گفته شد آنها از جمله مالکین و خان های انگشت شمار بودند که در کل منطقه نفوذ داشته و مالک بسیاری از زمینها و قناتهای منطقه بودند و از جمله مردم محسوب نمی شدند و اکثرشان مورد حمایت حکومت بوده به نوعی حافظ منافع شاه و درباریان بودند
با ظهور بزرگ مرد تاریخ ایران و شکل گیری انقلاب اسلامی وپیروزی حق بر باطل به رهبری خمینی کبیر به مرور زمان سطح سواد و آگاهی مردم بالا رفته و در پی سیاست های عدالت محورانه انقلاب عامه مردم از نعمات و برکات انقلاب بهره مند شده و دور افتاده ترین شهرها و روستاهای کشور از نعمات آب شرب سالم برق تلفن و البته تحصیل علم بهره مند شدند و به قول معروف علم و تکنولوژی فراگیر و عمومی شد
از آنجایی که هر پدیده ای که به یکباره وارد جامعه شود جدای از برکات و مزیتهایی که به همراه دارد ضررهایی را هم به جامعه تحمیل میکند بالا رفتن سطح آگاهی مردم و ورود تکنولوژی به خانه ها هم برای انها دردسرهایی نیز به همراه داشت که یکی از انها بالا رفتن سطح توقع و فرهنگ تجمل گرایی و مصرف گرایی بود
به عنوان مثال مردمی که قبلا خانه های خود را با چراغ گرد سوز روشن میکردند و با کرسی زغالی بر سرمای زمستان غلبه میکردند و هزینه چندانی را از این بابت متحمل نمیشدند با ورود برق به خانه ها علاوه بر هزینه برق و وسایل جانبی به مرور زمانو اقتضای دوران هوس داشتن تلوزیون به سرشان میزند و تلوزیون هم که بدون میزش باعث ضرر و دردسر است والبته میز تلوزیون خالی هم که لطفی ندارد و احتیاج به ضبط فلان و سیدی فلان و ....دارد
اگر خانوم خانه خیلی خیلی خیلی آدم قانعی باشد (که در یک صدم موارد اینجوریش پیدا می شود) هوس مایکروفر و گاز فردار و هزار کوفت و زهر مار غربی را از سر به در کرده و به چرخ گوشت و آب میوه گیری و جاروبرقی هاون برقی و مخلوط کن و کولر آبی و اتو بخار و چند مورد نچندان پیش پا افتاده دیگر به شرطی که جرینگ جرینگ طلاهای دستش کوش خانمهای دیگر را کر کند قناعت کرده و بر سر پدر محترم خانواده منت میگذارد
حال بگذریم که دوران فرزند سالاریست و بچه ها هنوز کفش جقجقه از پا درنیامده دنبال کامپیوتر پنتیوم فور دوهسته ای گرافیک شوندهزار ال سی دی دار مودم ای دی اس ال میگردن
همه اینها بسیار خوب است اما ای کاش کمی هم مسئولین به فکر توضیع درآمد مطابق با زمان و زندگی های پر هزینه امروزی باشند و به بهبود بسیار خوب سطح درامد مردم نسبت به دوران ستم شاهی دلخوش نبودند و کمی تفکر میکردند که نه این حکومت حکومت ستمشاهی ست و نه این مردم مردم آن دوران و نه این مخارج قابل قیاس با آن دوران سیاه و صد البته نه این تورم تورم آن دوران
کاش مسئولین به جای مقایسه زندگی مردم با مردم دیگر گشورها کمی تامل میکردن که ما مدعی عدالت علی (ع) هستیم وکشوری مثل چین مدعی کفر و کمونیسم
ما به لطف یزدان روی خاکی ارزشمند تر از طلا زندگی میکنیم و معادن نفت گاز و دیگر مواد معدنی پرشمارمان زبان زد خاص و عام است ولی کشورهایی هستند که حتی آب اشامیدنی خودشان را هم وارد میکنند
ما همه مردم مان اهل کار و کوشش وتولید هستند ولی در بعضی کشورهای نچندان دور مردم فقط کارشان خوردن و خوابیدن است و پرورش وهابیت بر ضد ما
مهمتر از همه ما جمهوری اسلامی ایران هستیم و آن کشورهای مورد مثال بعضی موسئولین چین کمونیسم و افریقای مستعمر عربستان وهاب پرور اروپای استعمارگر !
پس بیایید کاری کنیم که انقلابمان بیش از اینها الگوی دیگر ملل و ستمدیده گان والبته سیاست مداران آزاد دنیا باشد
اگر بعضی دست اندرکاران منافع ملی و رفاه عمومی را بر دعواها و سیاستهای حزبی و گروهی ترجیح دهندثمره و برکات انقلاب و آرمانهای مقدس امام عزیزمان گوش جهامیان را کر خواهد کرد و دشمنان قسم خورده مان را بدون هیچ گونه جنگ و خونریزی از میدان به در خواهیم کرد
نویسنده : ابراهیم سیفی
" دیر تش باد " الگویی برای رسیدن

مطالبی در مورد وبلاگ شخصی عبدالمحمد شعرانی معلم کوچکترین و خبرساز ترین مدرسه دنیا و دومین وبلاگ نویس برتر دنیا که این روزها وبلاگش شهرت جهانی پیدا کرده و ذکر خیر مدرسه و وبلاگش همه جا هست حتی شبکه های مهم خبر دنیا از جمله : سی ان ان ، پرس تی وی ، رادیو کالج ، رادیو دویچه وله آلمان و تغریبا اکثر شبکه ها وروزنامه های کشور
روستای کوچک کالو و مدرسه چهار دانش آموزه آن به همت و پشتکار این سرباز معلم سمج جنوبی امروزه خبر ساز ترین مدرسه دنیا شده و هر روزه پذیرای مسئولان کشوری ومحلی و البته میهمانان خارجی ست
قلمی شیوا ، ذهنی خلاق ، عزمی راسخ و البته قلبی مهربان همه چیزی ست که عبدالمحمد شعرانی را به دومین وبلاگ نویس برتر دنیا و مدرسه کوچک او را خبر ساز ترین مدرسه دنیا کرده